مرتضى مطهرى

334

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

« هنر ساسانى با اشاعهء شكلها و دواعى هنرى خود در هندوستان ، تركستان و چين در مشرق و سوريه ، آسياى صغير ، قسطنطنيه ، بالكان ، مصر و اسپانيا در مغرب دين خود را ادا كرد . شايد نفوذ آن به هنر يونانى يارى كرد تا از ابرام در نمايش تصويرهاى كلاسيك دست بردارد و به روش تزيينى بيزانتى گرايد . و به هنر مسيحيت لاتين معاضدت نمود تا از سقفهاى چوبى به طارمها و گنبدهاى آجرى يا سنگى و ديوارهاى دعامه‌اى عطف توجه كند . هنر ساختن دروازه‌ها و گنبدهاى بزرگ كه خاص معمارى ساسانى بود به مسجدهاى اسلامى و قصرها و معابد منتقل شد . هيچ چيز در تاريخ گم نمىشود ، دير يا زود هر فكر خلاق فرصت و تحول مىيابد و رنگ و شرارهء خود را به زندگى مىافزايد . » « 1 » در كتاب ايران از نظر خاورشناسان فصل سوم تحت عنوان « منابع هنر اسلامى » ، از كتاب دستى در هنر اسلامى تأليف ديمند ، رئيس قسمت هنر خاور نزديك در موزهء متروپل چنين نقل مىكند : « در زمان حضرت محمد صلى الله عليه و آله عرب از خودش صنعتى نداشت ، يا اگر داشت ناچيز بود . بعد از فتح سوريه و بين النهرين و مصر و ايران بود كه هنرهاى اين ممالك را اقتباس كردند . از منابع صحف چينى به دست مىآيد كه خلفاى اموى از تمام ولايات مفتوحه مصالح و استادانى را جلب مىكردند و در بناى شهرها و قصرها و مساجد جديد مورد استفاده قرار مىدادند ، معرّق سازهاى بيزانسى و سوريه‌اى براى تزيينات مساجد دمشق استخدام مىشدند و تحت رياست يك استاد ايرانى به كار مىپرداختند . همچنين براى ابنيه در مكه صنعتگرانى از مصر و قدس و دمشق آورده شدند و اين استفاده از مصالح و عمله تا عصر عباسيان ادامه يافت . طبرى نيز در تاريخ خود گويد كه براى بناى بغداد استادانى از سوريه و ايران و موصل و كوفه استخدام گشتند . با اين ترتيب ، به تدريج يك اسلوب اسلامى كه از دو منبع يعنى عيسوى شرقى و ساسانى

--> ( 1 ) . همان ، ص 256 .